تبليغاتX
چشم ها

 از معدود نقاشان خوب کشور ما که دارای سبک منحصر به فرد و خاصی است و در طی همه ی این سالها کوشیده است تا نگاهش را در فرم و اسلوب کارش گسترش دهد حسین محجوبی است .

محجوبی در سال ۱۳۰۹ در لاهیجان متولد شد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در این شهر رویایی و زیبا گذراند .در سال ۱۳۲۹ به لطف زنده یاد دکتر مجتهدی برای ادامه تحصیل به دبیرستان البرز تهران رفت و در سال ۱۳۳۸ از دانشکده ی هنرهای زیبا ی دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد .

پس از آن سالها علاوه بر نقاشی و نقاشی خط در عرصه ی معماری و پارک سازی و فضای سبز فعالیت داشته و  ده ها نمایشگاه انفرادی و گروهی در ایران و کشورهای مختلفبرپا داشته است .طراحی فضای سبز پارک ساعی و لاله و همچنین برخی از فضا های سبز اصفهان نیز از حسین محجوبی است .

فضای سر سبز شمال برای محجوبی جزو خاطرات فراموش نشدنی است

و این فضا چنان بر ذهن و روح او تاثیر گذار بود که بخش اعظم کارهایش را به این فضا اختصاص داده است .اما آنچه کار او را از دیگر نقاشان طبیعت متمایز می کند نمادهای ذهنی نقاش است که نقاشی او را به تعبیر جواد مجابی تبدیل به نقاشی ناب می سازد .مجابی در مورد نقاشی های محجوبی زمانی گفته بود : آنچه در آغاز وجه ی همت نقاش در بازآفریدن طبیعت بیرونی بود به مرور به آفریدن بهشتی ذهنی می انجامد که تجسم آن جز با خط و رنگی چنین غنی و غنایی میسر نمی شده است .

محجوبی  نقاشی است که به طور بداهه تصویرهای ذهنی خود را از طبیعت به روی بوم منتقل می سازد و در این شیوه معلوم است که نقاش به بازنمایی صرف از طبیعت نمی پردازد.با مروری بر برخی از تابلوهای محجوبی به این نکته پی می بریم که نماهای نزدیک از خانه ها و درختان کم کم تبدیل به نماهایی در پس زمینه ی تابلو می شود .او عاشق طبیعت است

و طبیعتی که محجوبی برای ما خلق می کند همان بهشتی است که بشر به دنبال آن است .اسبان آزاد و رها و به رنگهای سرخ و سفید بازتاب اندیشه های پاک نقاش است که جز به رهایی نمی اندیشد .

آنچه به وضوح در تابلوهای محجوبی به چشم می آید غیاب انسان است و این غیاب نه به خاطر آن است که حضور انسان نادیده گرفته می شود بلکه دعوت انسان به سوی طبیعت است  و القای آرامش به او و حرکت اسبهای سفید در لابلای درختان این حس را در انسان به وجود می آورد که باید بجنبد و حرکت کند .

محجوبی نقاشی است که خصوصیات بومی شمال را به خوبی می شناسد و قصد دارد تا با اندیشه ای نو آن را جهانی سازد  و برای همین است که در جای جای جهان از کارهای او استقبال می شود .به اعتقاد برخی از نقاشان محجوبی کسی است که در نقاشی هایش عرفان موج می زند و او با کارهایش به طرف نوع خاصی از مینیاتور پیش رفته است اینکه تا چه حد این حرف درست است به عهده ی کارشناسان است ولی بد نیست این چند سطر را از نقد " ریچارد متز " که در زمان برپایی نمایشگاه محجوبی در سوئد نگاشته است  بخوانیم :

روش محجوبی در جلوه گری طبیعت تاحدی ما را به یاد روش قدیمی که از منابع مذهبی سرچشمه می گرفته می اندازد و دور از محیط طبیعی و سرد فعلی - زندگی محجوبی طریقه مطبوع و دلپذیری است برای زندگی در روی زمین .

تمام کسانی که درباره ی محجوبی و کارهایش نوشته اند اتفاق نظر دارند که او نقاشی نیست که تقلیدی کورکورانه از طبیعت داشته باشد وزبان کارهایش پیچیده نیست .او دوست ندارد تماشاگر را گیج کند و صمیمی و بی تکلف با تماشاگرانش روبرو می شود .محجوبی ستایشگر طبیعت است و هیچ کس مثل او نتوانسته است تا این اندازه به زادگاهش وفادار بماند .

نقاشی های او ترکیبی  از درخت و اسب و خانه های روستایی است و این ترکیب چنان استادانه در کنار هم قرار گرفته اند که نیازی به توضح ندارد و از نظر برخی منتقدان خارجی بیننده ای که هیچ آشنایی با نقاشی ایرانی ندارد خیلی راحت با کارهای او کنار می اید .به قول جواد مجابی " ویزگی کار او این است که فریب مکتبها و نامها را نخورده سر در کار خویش است و به دنیای کوچک خود فروتنانه بسنده کرده است .مدیون خویش است نه شریک دیگران .اگر شتاب و گونه گونی در کارش نیست اما در قلمرو ی کوچک خویش نگران و متفکر ایستاده است و این درنگ و تفکر چه بسا که او را ایستا می نمایاند ".

کارهای محجوبی بی تاثیر از نقاشان امپرسیونیست نیست با این تفاوت که محجوبی تنها به ثبت عینی لحطات زندگی نمی پردازد بلکه به ثبت ذهنی روزمره های زندگی و طبیعت نیز علاقه نشان می دهد و این همان خاصیت شرقی هنرمند ایرانی است که رویکردهای متفاوتی نسبت به دنیای اطرافش دارد .

درختان به تصویر آمده در تابلوهای محجوبی از نوع تبریزی است و بلند وکشیده تابلو را در اختیار گرفته است  و این درختان چنان آرام و بی حرکت هستند که گویی انتظار طوفان مهیبی را می کشند و اسبان سفیدی که لابه لای درختان مشغول مغازله و دویدن هستند فقط انسان را به یاد شما می اندازند .و حالا می توانیم با افتخار بگوییم که کرانه های دریا ی خزر نقاشی را در دامان خود پرورش داده است که ستایشگر طبیعت و معماری  روستایی آن با بام های قرمز است و اگرچه بیننده ی خارجی نمی تواند نامی برای آن بگذارد ولی می داند که این بهشت متعلق به ایران است و نقاشی که آن را به تصویر کشیده است خواسته است آرامشی را به تصویر بکشد که اندیشه ی ایرانی خواهان آن است .

در نقاشی های محجوبی احساس دلتنگی نمی کنید و در میان رنگهای شاد آن نفس می کشید : سبز آبی گونه -قرمز نارنجی گونه - نارنجی طلایی .محجوبی شاعر رنگ است .رنگی که طبیعت شمال می سازد  و او با تلفیق رنگها نوعی خاص از درخشندگی  را به بیننده اش هدیه می دهد و اورا با نگاهش نوازش می کند .

این عشق وصف ناپذیر به طبیعت بعد از این همه سال هنوز در روح و جان این نقاش جریان دارد و هر بار از لابه لای درختان اسبان سفیدی را می بینیم که جفت جفت یا گله وار سر به دنبال همدیگر گذاشته اند و هوا گاه صاف و درخشان است و گاه ابری  و حرکت اسبها ریتم تازه ای در تابلوهای محجوبی ترسیم می کند و نقاش درونیات خود را به ما منتقل می سازد و می کوشد عشق خود را به گیلان و درختان  و مردم و خانه های روستایی در قالب تابلوهای رنگارنگ در دل ما زنده نگه دارد .

منابع : ۱-حسین محجوبی .طرح و نقاشی -چاپ آذر۱۳۵۳

         ۲-کاتالوگ سی امین نمایشگاه اختصاصی نقاشی حسین محجوبی    ۱۳۷۷

          

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 22:53 توسط کوروش رنجبر |